close
چت روم

+داستان کوتاه+

خسن و خسین هر سه دختران مغاویه‌اند




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:خسن و خسین هر سه دختران مغاویه‌اند،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 125
[ 22 / 04 / 1393 ] [ 1:25بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان رفاقت یک گناهکار با حضرت زهرا (س) آدمو متحول میکنه

يه خونه مجردي با رفيقامون درست کرده بوديم، اونجا شده بود خونه گناه و معصيت...
گفت شب عاشورا هرچي زنگ زدم به رفيقام، هيچکدوم در دسترس نبودند
نه نمازي، نه حسيني، هيچي
ميگفتم اينارو همش آخوندا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه
ميگفت ماشينو برداشتم برم يه سرکي، چي بهش ميگن؟ گشتي بزنم
تو راه که ميرفتم يه خانمي را ديدم، دخترخانم چادري داشت ميرفت حسينيه
خلاصه اومدم جلو و سوار ماشينش کردم با هر مکافاتي که بود، ميرسونمت و ....ـ




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+، اهل بیت(ع)، پندنامه،
برچسب ها:داستان رفاقت یک گناهکار با حضرت زهرا (س) آدمو متحول میکنه،
امتیاز : :: نتیجه : 7 امتیاز توسط 6 نفر مجموع امتیاز : 7
تعداد بازدید مطلب : 335
[ جمعه 15 / 06 / 1392 ] [ 3:50بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

سه پند عالی از لقمان ..... * از دست ندید *





ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+، پندنامه،
برچسب ها:سه پند عالی از لقمان ..... * از دست ندید *،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 198
[ جمعه 15 / 06 / 1392 ] [ 3:37بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

یکی از نامه های زیبای بابا لنگ دراز به جودی ابوت

یکی از نامه های زیبای بابا لنگ دراز به جودی ابوت
جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند...




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:یکی از نامه های زیبای بابا لنگ دراز به جودی ابوت، جودی، بابا لنگ دراز، نامه، جودی ابوت،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 205
[ پنج شنبه 31 / 05 / 1392 ] [ 1:55بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

.:: درس زندگی ::.

.:: درس زندگی ::.

هدف از تاپیک خنده نیست




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 155
[ چهار شنبه 09 / 05 / 1392 ] [ 7:48بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

بازگشت از طلاق به عشق دوباره - نوشته جالب از برد پیت

همسر من مریض شد.
او همواره به دلیل مشکلات در محل کار ، زندگی شخصی، شکست در زندگی و فرزندان عصبی بود.




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:بازگشت از طلاق به عشق دوباره - نوشته جالب از برد پیت،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10
تعداد بازدید مطلب : 190
[ چهار شنبه 09 / 05 / 1392 ] [ 6:18بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

امروز كه از خواب بيدار شدم از خودم پرسيدم زندگی چه می گويد؟





ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:امروز كه از خواب بيدار شدم از خودم پرسيدم زندگی چه می گويد؟،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 180
[ چهار شنبه 09 / 05 / 1392 ] [ 6:15بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

مکالمه یک کودک با خدا . . .

الو ... الو... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه خدا نیست؟؟؟؟

پس چرا کسی جواب نمیده؟




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:مکالمه یک کودک با خدا . . .،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10
تعداد بازدید مطلب : 179
[ چهار شنبه 09 / 05 / 1392 ] [ 6:12بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

گفتگو با حضرت آدم !!!

نامت چه بود ؟آدم

فرزند ؟من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت
.
.
.
.
..




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+، شعر و ادب و متن ترانه،
برچسب ها:گفتگو با حضرت آدم !!!،
امتیاز : :: نتیجه : 2 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 3
تعداد بازدید مطلب : 188
[ چهار شنبه 09 / 05 / 1392 ] [ 6:9بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستانی بی نظیر از جان اولیور هاینر ..

مسافری خسته كه از راهی دور می آمد ، به درختی رسید و تصمیم گرفت كه در
سایه آن قدری اسـتراحت كند غافـل از این كه آن درخت جـادویی بود ، درختی
كه می توانست آن چه كه بر دلش می گذرد برآورده سازد...!




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستانی بی نظیر از جان اولیور هاینر ..، داستان بی نظیر، جان، اولیور، هاینر،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 245
[ 22 / 02 / 1392 ] [ 5:50بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

*❤☆☆❤*بــن بــســت تــنــهــایــی . . .تبعیدگاه عشق*❤☆☆❤*



هر بار که می خواهم به سمـتـت بیایم یادم می افتد
”دلـتـنـگی”

هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست….!


نماد کاربر




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+، شعر و ادب و متن ترانه، ♥داستانهای عاشقانه♥، ♥عشق های جاودان♥،
برچسب ها:*❤☆☆❤*بــن بــســت تــنــهــایــی . . .تبعیدگاه عشق*❤☆☆❤*، داستان عاشقانه، دلنوشته عاشقانه، شعز عاشقانه،
امتیاز : :: نتیجه : 6 امتیاز توسط 6 نفر مجموع امتیاز : 10
تعداد بازدید مطلب : 388
[ 22 / 02 / 1392 ] [ 4:34بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

مرد و خدا

[ دو شنبه 16 / 02 / 1392 ] [ 1:4بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

معناي عشق......


مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده ، نگران و مضطرب در انتهای کادر در 
 بزرگی دیده می شود با تابلوی اتاق عمل . چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح 
 با لباس سبز رنگ از آن خارج می شود . مرد نفسش را در سینه حبس می کند . 
 دکتر به سمت او می رود مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند . دکتر: واقعاً 
........ متاسفم، ما تمام تلاش  خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم . اما به علت



ادامه مطلب ...

طبقه بندی: داستان طنز، +داستان کوتاه+،
برچسب ها:معناي عشق......، معنا، عشق، داستان،
امتیاز : :: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 1
تعداد بازدید مطلب : 271
[ سه شنبه 10 / 02 / 1392 ] [ 5:26بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

خداوند درهمین نزدیکی است نزدیک نزدیک

دختری از مرد روحانی میخواهد به منزلشان بیاید و به همراه پدرش به دعا بپردازد. وقتی مرد روحانی وارد میشود میبیند که مردی روی تخت دراز کشیده و یک صندلی خالی نیز کنار تخت وی قرار دارد.



ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+، پندنامه،
برچسب ها:خداوند درهمین نزدیکی است نزدیک نزدیک، خداوند، همین، نزدیکی، نزدیک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان عبرت آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 320
[ سه شنبه 10 / 02 / 1392 ] [ 5:15بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان های واقعی از عشق های باورنکردنی

خواندن داستان‌هایی از زندگی‌های واقعی می‌تواند از بسیاری جهات آموزنده باشد؛ داستان زندگی و اشتباهات آد‌م‌هایی که در همین شهر زندگی می‌کنند و از همین هوایی که ما نفس می‌کشیم تنفس می‌کنند.


ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+، ♥داستانهای عاشقانه♥،
برچسب ها:داستان های واقعی از عشق های باورنکردنی، داستان واقعی، عشق های باورنکردنی،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 347
[ دو شنبه 09 / 02 / 1392 ] [ 10:25بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

پیله و پروانه




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+، پندنامه،
برچسب ها:پیله و پروانه، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان عبرت آموز، داستان پندآموز، داستان کوتاه قشنگ، داستان زیبا، داستان پیله و پروانه، پروانه، پیله،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 257
[ دو شنبه 09 / 02 / 1392 ] [ 9:48بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

✘ زود قضـاوت نکنیــم 2 ✘

زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش


ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+، پندنامه،
برچسب ها:✘ زود قضـاوت نکنیــم 2 ✘، قضاوت، زود،
امتیاز : :: نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 4
تعداد بازدید مطلب : 261
[ دو شنبه 02 / 02 / 1392 ] [ 8:34بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

انوشیروان و رعیت پولدار حتما بخونيدش




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:انوشیروان و رعیت پولدار حتما بخونيدش، انوشیروان، رعیت، پولدار، حتما، بخونیدش،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 139
[ دو شنبه 02 / 02 / 1392 ] [ 8:12بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

ماجرای جراح و تعمیرکار





ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:ماجرای جراح و تعمیرکار، ماجرا، جراح، تعمیرکار،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 210
[ 01 / 02 / 1392 ] [ 1:51بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

سر گذشت جالب كل علی؟ (ضرب المثل)

(ضرب المثل های شیرین ایرانی یکی از راه های آموزش سبک زندگی در قدیم و حال بوده و میباشد )

چون یك نفر به دقت تمام برای دیگری حرف بزند اما آخر كار ببیند كه حرفش در او اثر نكرده، این مثل را به زبان می‌آورد.

یك بابایی مستطیع شده بود و به مكه رفته بود و برگشته بود و شده بود حاجی و همه به او می‌گفتند: حاجلی (حاج علی.............)




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:سر گذشت جالب كل علی؟ (ضرب المثل)، ضرب المثل، ضرب، مثل، سرگذشت، جالب، کل، علی، کل علی،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 170
[ شنبه 31 / 01 / 1392 ] [ 9:44بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان کوتاه سام خائن

داستان کوتاه سام خائن




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستان کوتاه سام خائن، داستان کوتاه جدید، سام، خائن، خیانت، داستان کوتاه جدید خواندنی و عاشقانه،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 166
[ جمعه 23 / 01 / 1392 ] [ 5:19بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان کوتاه جالب رمانتیک

داستان کوتاه جالب رمانتیک




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستان کوتاه جالب رمانتیک، بوسه ی عشق، داستان بهترین بوسه ی عشق، داستان، داستان کوتاه، کوتاه، جالب، رمانتیک، بوس، بوسه، عشق،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 269
[ جمعه 23 / 01 / 1392 ] [ 5:7بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان کوتاه آموزنده یک مشت نمک

داستان کوتاه آموزنده یک مشت نمک




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستان کوتاه آموزنده یک مشت نمک، داستان، کوتاه، آموزنده، یک، مشت، نمک،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 183
[ جمعه 23 / 01 / 1392 ] [ 5:1بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

مصاحبه خبرنگار و چوپان..ܓ

خبرنگارمیپرسه : گوسفندات چی میخورن؟ چوپان میگه سفیدا یا سیاها؟ خبرنگار میگه: سیاها ... چوپان میگه: علف خبرنگار میگه:و سفیدا ؟ چوپان میگه: اونا هم علف


ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 123
[ دو شنبه 19 / 01 / 1392 ] [ 7:12بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان آموزنده (بخشش گردو)

حکایت میکنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس
سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر
کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به همه می‌رسد.”


ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 180
[ دو شنبه 19 / 01 / 1392 ] [ 7:7بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان خواندنی (هیچکس زنده نیست …)

دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند. تعدادی هم برای
محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند، ابتدا و انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی. هم
رشته ای داشتم که


ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستان خواندنی (هیچکس زنده نیست …)،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 135
[ دو شنبه 19 / 01 / 1392 ] [ 7:4بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان جالب (وقت رسیدن مرگ)

نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش …


ادامه مطلب ...

طبقه بندی: داستان طنز، +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستان جالب (وقت رسیدن مرگ)،
امتیاز : :: نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3
تعداد بازدید مطلب : 184
[ دو شنبه 19 / 01 / 1392 ] [ 7:1بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان آموزنده (پند کشیش)




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستان آموزنده (پند کشیش)،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 130
[ دو شنبه 19 / 01 / 1392 ] [ 6:58بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان ( من و خدا )

من در ابتدا خداوند را یک ناظر ، مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاهائی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ، شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم …!


ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستان ( من و خدا )،
امتیاز : :: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 1
تعداد بازدید مطلب : 196
[ دو شنبه 19 / 01 / 1392 ] [ 6:58بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

هرگز کسی را قضاوت نکنید

پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد , او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد.


ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:هرگز کسی را قضاوت نکنید، داستان، داستان آموزنده،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 184
[ دو شنبه 19 / 01 / 1392 ] [ 5:46بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

خدا عادل است یا ظالم؟؟؟؟

زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟ داوود (ع) فرمود:


ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:خدا عادل است یا ظالم؟؟؟؟، داستان،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 165
[ دو شنبه 19 / 01 / 1392 ] [ 5:37بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

edame matlab....




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 108
[ 18 / 01 / 1392 ] [ 12:33قبل از ظهر ] [ الهام(ملکه الی) ] [ نظرات () ]

ثروتمند بی پول!

روتمند بی پول!




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستان کوتاه، ثروتمند فقیر،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 85
[ سه شنبه 06 / 01 / 1392 ] [ 1:50بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

داستان کوتاه تصمیم مهم

 داستان کوتاه, تصمیم مهم, سرگرمی,


داستان کوتاه تصمیم مهم

 در یکی از روستاهای ایتالیا، پسر بچه شروری بود که دیگران را با سخنان زشتش خیلی ناراحت می کرد. روزی پدرش جعبه ‏ای پر از میخ به پسر داد و به او گفت: هر بار که  ....کسی را با حرف هایت ناراحت کردی، یکی از این میخ ‏ها را به دیوار طویله بکوب. روز اول




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 8
تعداد بازدید مطلب : 155
[ دو شنبه 05 / 01 / 1392 ] [ 11:23قبل از ظهر ] [ محمد ] [ نظرات () ]

عدالت و لطف خداوند(داستان کوتاه)




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
برچسب ها:داستان، داستان کوتاه، داستان پندآموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 161
[ 04 / 01 / 1392 ] [ 10:45بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]

شام آخر




ادامه مطلب ...

طبقه بندی: +داستان کوتاه+،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 104
[ 04 / 01 / 1392 ] [ 10:0بعد از ظهر ] [ ] [ نظرات () ]